پریشب به هنگام استراحت٬ هر چقدر اندیشه کردم نتوانستم بین دو واژه "آفتابه" و "حقوق" یک هم سنخی ایجاد یکنم. خیلی با خودم کلنجار رفتم. بيشتر به يك تست تعيين IQ مي ماند. البته هيچگاه نتوانستم دريابم كه چنين سوالي چرا به ذهنم رسيد. ولي بالاخره شباهتي بين آن دو يافتم: شباهت اين بود كه هر دو واژه دارای چهار نقطه می باشند. خودم را بسيار باهوش يافتم كه توانستم چنين كار مهمي را انجام دهم و باور كنيد از شور و شعفي كه دست داد تا صبح نتوانستم بخوابم.
ولي روز كه شد، تازه فهميدم كه باهوشتر از من نيز كساني هستند. كساني هستند كه به سنخيتي فراتر از آنچه كه من بين دو واژه يافته بودم، پي برده اند. آري نيروي انتظامي بسيار باهوشتر بود زيرا توانسته بود به وسيله "آفتابه" اي كه روزگاري فقط به درد ... مي خورد بخشي از باري را كه حقوق بر دوش داشت بر زمين بگذارد: اراذل و اوباش! بلي اين بار آفتابه به داد حقوق (علي الخصوص حقوق جزا) رسيد. اين پديده (آفتابه) به قدري اهميت دارد كه شايسته است گروه هاي حقوق جزا در دانشگاه هاي معتبر كشور با هم انديشي هم، كنگره اي در پاسداشت "آفتابه" برگزار كنند. من خود حاضرم مقاله اي با موضوع "آفتابه گرداني به مثابه جديدترين شيوه مجازاتهاي جايگزين زندان" تقديم اين كنگره كنم... براي ديدن اين شيوه جديد كليك كنيد.
